تبليغاتX
دنیای زیبای من

دنیای زیبای من

کلبه ای برای تو ساخته ام تا شاید روزی بر این دل خسته گذر کنی.... منتظر قدمهایت

فقط او ...

در لحظه شادی ، پروردگار را ستایش کن.

حمد و سپاس مخصوص اوست و هیچکس و هیچ چیز در مرتبه او شایسته ثنا نیست.

در لحظه سختی , فقط از خداوند کمک بخواه.

 او بهترین فریادرس است و  همیشه  با  تو  و در  کنار توست.

 همانگونه که وقتی موسی(ع) را برای رهایی مردم از بردگی فرستاد , یا هنگامی که اسحاق , سرزمین موعود را به خاطر گرسنگی و قحطی ترک کرد به ایشان فرمود : من با شما هستم.

در لحظه گمراهی و حیرانی , فقط خدا را جست و جو کن.

 او هدایت گر به سوی نعمت هاست. راه درست را از او بخواه چراکه تنها او از نهان و پیدا باخبر است.

در لحظه آرامش , معبود را مناجات کن.

او تنها اجابت کننده دعاهاست. برا همه دعا کن به خصوص برای کسانی که با تو مشکل دارند.

و در آخر , مثل من برای خواسته های خودت دعا کن , او همه را گوش می کند.

در لحظه ناامیدی , امیدت به خدا باشد.

 او امید ناامیدان است و همیشه به یاد داشته باش که این نیز بگذرد.

در لحظه تنهایی , پروردگار را صدا بزن.

 او هیچ وقت بنده اش را تنها نمی گذارد. همین الان می توانی حضورش را در کنارت حس کنی.

فقط کافی است صدایش بزنی. او تنها یار تنهایــیــهــاست.

در لحظه نیاز , حاجت خود را از درگاه خالق هستی طلب کن.

زیرا , نتیجه طلب از خلق اگر روا شود منت است و اگر نه ذلت , در حالی که طلب ار خالق برآورده شود نعمت است و اگر نه حکمت. و به خاطر داشته باش که او بی نیاز مطلق است.

در لحظه های دردناک، به خدا اعتماد کن.

او هرگز پشت تو را خالی نمی کند. برای هر دردی درمانی اندیشیده است.

در لحظه موفــقیت , از خدا فزونی ایمان بخواه.

 و بدان که این مرحله پایان راه نیست بلکه آغازیست برای برداشتن گامهای بعدی.

در هر قدم او را به یاد داشته باش و در هر مرحله بر ایمان خود بیفزا.

در لحظه دلشکستگی , دلت را به خدا بده.

او بهترین مونس است , همیشه برای تو وقت دارد و هیچگاه دل تو را نمی شکند.

در لحظه عاشقی , خالق عشق را در نظر داشته باش.

باید از عشق زمینی به عشق آسمانی رسید.

در لحظه نگرانی و دلواپسی , از ذکرش غافل نشو.

یاد خدا آرام بخش دلـهاست. همه چیز در حیطه قدرت و کنترل اوست.

پس توکلت فقط به خدا باشد. کارها را به او بسپار تا زمان انتظار به آخر رسد.

در لحظه پیروزی , از معبود , تواضع و فروتنی طلب کن.

از غرور بپرهیز که بزرگترین اشتباه است.

در لحظه شکست , مطمئن باش که خدا دست تو را گرفته.

و نمی گذارد که زمین بخوری مگر آنکه خودت دست او را رها کنی.

هر شکستی باید مقدمه ای برای پیروزی باشد.

در لحظه ضعف وناتوانی , از خالق مطلق توانایی بخواه.

هیچ چیز برای او غیر ممکن نیست.

در لحظه کار، به خدا تکیه کن.

او محکم ترین تکیه گاه و پشتیان است. هرکاری را با نام او شروع کن.

بکوش , پشتکار داشته باش , سپس همه چیز را به او واگذار کن.

خداوند فرمود : حرکت از تو برکت از من.

در لحظه تاریکی , با نور کلامش دلت را روشن کن.

 و آن را مایه برکت و روشنایی زندگی خود قرار بده.

در لحظه پریشانی , به خدا پناه ببر که او امن ترین پناهگاه است.

در لحظه دلتنگی , با معبود خود راز و نیاز کن. او دانای اسرار نهان و محرم رازهاست.

 آخرین حرف من:

همیشه و در هرحال پروردگار را با صدای آرام و با احترام بخوان.

او قدرت و ظرفیت انجام هرکاری رو داره.

توجه ات رو از خود و خلق برداشته و به وی معطوف کن.

خداوند تو رو عاشقانه و بدون هیچ قید و بندی دوست داره.

و هیچ چیز نمی تونه از شدت این عشق بکاهد.

او در لحظه های خواب و بیداری , اضطراب و آرامش , کار و تفریح و خلاصه در هر موقعیت و شرایطی مراقب تو  و لطفش شامل حال توست.

 به معبود بیندیش , ایمانت رو محکم کن و از او آمرزش بخواه.

 همه چیز درست میشه.... همه چیز... همه چیز...

قلبت رو خالی نگه دار،

 اگر هم روزی خواستی كسی رو در قلبت جا بدی

سعی كن فقط یك نفرباشه بهش بگو كه:

تو رو بیشتر از خودم و كمتر از خدا دوست دارم ! چون...

به خدا" ایمان و اعتقاد" دارم و به تو "احتیاج و نیاز"

+ نوشته شده در  یکشنبه 17 مرداد1389ساعت 13:26  توسط یه تنها به عشق تو  | 

خنجر از دست تو ؟؟

تا حالا براتون اتفاق افتاده که به کسی اعتماد کنید و بعد از مدتی طرف منافق و دورو از آب دربیاد ؟؟؟

از دشمن نمی ترسم چون دشمن با جار و جنجال خودنمایی می کند و تمام خلق را از عناد و خصومت خود باخبر می نماید

از دوستی می ترسم که به ظاهر شیفته و همراز توهست ولی در غیاب تو برای نابودی و براندازی تو نقشه ها طرح می کند

خدایا به تو پناه می برم از انسانهای فرومایه و ترسویی که برای موفقیت خود گمان می برند باید دیگران را نابود کنند

یاارحم الراحمین همیشه به امید تو قدم برداشتم و حرکت کردم ...... می دانم که تنهایم نخواهی گذاشت و همواره بامنی حتی اگر این بنده ی حواس پرت از تو غافل گردد

می دانم که با توکل بر تو و تحمل نامردی ها بالاخره خورشید عالم تاب خواهد آمد و پلیدی ها را نمایان خواهد کرد .... همانگونه که تا حالا رسوایشان کردی و حمایتم کردی.....

 فدات شم ...خیلی مخلصم ...... کوچیکتم تا آخر عمر

خورشید زیر ابر نمی مونه...... باور کنید....

جالینوس ابلهی را دید دست در گریبان دانشمندی زده و بی حرمتی همی‌کرد

گفت اگر این نادان نبودی کار وی با نادانان بدین جا نرسیدی

اگر نادان به وحشت سخت گوید       خردمندش به نرمی‌دل بجوید
دو صاحبدل نگهدارند مویى        همیدون سرکشی و آزرم جویی
یکی را زشت خویی داد دشنام       تحمل کرد و گفت ای خوب فرجام
بتر زانم که خواهى گفتن آنی       که دانم عیب من چون من ندانى
+ نوشته شده در  سه شنبه 12 آبان1388ساعت 14:8  توسط یه تنها به عشق تو  | 

صبوری

حاضر بودم صبوری کنم......
نه هزار و یک شب ؛ بلکه هزاران شب.....
نه سالها؛ بلکه تا آخر زندگی .......
اگر شهرزادی داشتم ؛ تقاضا می کردم تا فقط یک قصه برایم بگوید....
نه عشق من باتو....نه عشق تو را با دیگران .......
نه بی وفایی تو ..... نه حسادت من ......
فقط یک حکایت ....... حکایت یک شب.....
شبی که می دانستم از صمیم قلب دوستم داری
و من حاضر بودم بعد از آن تا هرچه بخواهی صبوری کنم....

                        
هرگز عاشق مشو ؛ مگر آن زمان که بتوانی همه ی عیبهای آدمی را تحمل کنی

                                                                              « تامس کمپتون »

+ نوشته شده در  سه شنبه 12 آبان1388ساعت 14:4  توسط یه تنها به عشق تو  | 

خاطره

بعد از مدتها سری به سررسیدهای گذشته زدم و خاطرات قدیم رو مرور کردم
جایی نوشته بودم که :

نوشتن برای فراموش کردن است نه برای به یاد آوردن


  ولی با مرور اون مطالب خیلی از خوبی ها و بدی ها دوباره برایم زنده شد ...... گذشته را با اکنون مقایسه کردم و دیدم خیلی صبور و پر حوصله شدم ....!!! خودم هم باور نمی کنم که اون آدم مغرور و کله شق و یک دنده حالا شده این آدم صبور و پر حوصله و پر گذشت
توی اون گشت و گذار رسیدم به دست نوشته ای از استادخوبم خدابیامرزآقای تقوایی که برام نوشته بود :
باده خاک آلوده تان مجنون کند ................ صاف اگر باشد ندانم چون کند
چه روزهای خوبی بود و چقدر شور و نشاط و انرژی داشتم ...... همیشه استاد برام آینده ای درخشان و پر موفقیت به تصویر می کشید
البته خدا را شکر الان هم راضیم به رضای خدا و امیدوارم بتونم کاری که باید ؛ برای خلق خدا انجام دهم ...... ولی از خودم خیلی دور شدم ..... خودی که زمانی ....... و حالا یه خود جدید با کوله باری از تجربه

 


بد نیست هر از گاهی گذشته ها را برای درس گرفتن و برنامه ریزی بهتر مرور کنیم چون غفلت از روزگار بسیار پر ضرر تر از غفلت از مردم روزگار است

احساسات نیرومند مستلزم داشتن شخصیت نیرومند نیست ....نیرومندی هر کس را باید با قدرت احساساتی که وی در فرمان می آورد اندازه گرفت....!!!

       


ای خدا ....در فروبند بر جهل و بی ایمانی و بگشا پنجره را به روی عشق و ایمان .... که آفتاب مهرت بر روح و روان یخ زده مان بتابد و بندگان را از بند شیطان برهاند.
                                                                                   « آمین یاربالعالمین»

www.hamtaraneh.com        www.hamtaraneh.com

+ نوشته شده در  سه شنبه 12 آبان1388ساعت 14:1  توسط یه تنها به عشق تو  | 

به دام و دانه نگیرند ...

نمی دونم شما به این موضوع اعتقاد دارید یا نه ؟؟؟
چه موضوعی ؟؟؟
اینکه عشق و علاقه و دوست داشتن سیاست بردار نیست
با نقشه ی قبلی بوجود نمی آید
با گذر زمان و تغییر فصول رنگ نمی بازه


حافظ شیرین سخن هم فرمودند که :
به دام و دانه نگیرند مرغ دانا را

ولی هنوز هم خیلی ها در اتخاذ چنین تصمیم مهم و سرنوشت سازی دنبال منافع خودشان هستند و در پی بهتر کردن وضع مالی و زندگی خود می باشند و اگر توجه کنید علت تعدادی از  طلاقها همین موضوع است
فرد با حساب و کتاب جلو می ره بخاطر مال پدر دختر ....یا دختر جواب مثبت می دهد بخاطر مال و اموال پدر پسر ...... غافل از روزی که پدران گرامی فرزندان را به حال خود رها کرده تا در این آشفته بازار گلیم خود را از آب بکشند
اینها رو بخاطر اتفاقی که دیروز در مورد یکی از دوستان شنیدم نوشتم
ولی یادمان باشد ازدواجی که با بصیرت و از روی آگاهی و علاقه نباشد سرانجام خوبی نخواهد داشت
این قصه از گذشته ها بوده و تازگی ندارد

شاهد قضیه :
می گویند «مریلین مونرو» یک وقتی نامه ای به «آلبرت انشتین » نوشت و متذکر شد که اگر ما دونفر با هم ازدواج کنیم ؛ بچه هایمان با زیبایی من و هوش نبوغ تو چه محشری خواهند شد....
آقای انشتین در پاسخ گفتند ؛ ممنون از این همه لطف و مهربانی و سیاست و دوراندیشی شما.... ولی این یک روی سکه است . فکر کنید این قضیه برعکس گردد . هوش شما و چهره ی مرا اگر به ارث بردند چه رسوایی برپا می گردد...؟؟!!

 


  واما از عشق .....
عشق عبارت از این آرزوست که آنچه را که خود داری از آن دیگری کنی و لذتی را که او احساس می کند از آن خود ( چه مادی و چه معنوی)
                                                                               «امانوئل سویدنبرگ »

+ نوشته شده در  سه شنبه 12 آبان1388ساعت 13:59  توسط یه تنها به عشق تو  |